پرش به محتوای اصلی

مانیفست حاکمیت شهروندان

موضع فدراسیون خانواده‌های لائیک ایران دربارهٔ حکومت دینی، سلطنت موروثی و نظام سیاسی آیندهٔ ایران

فدراسیون خانواده‌های لائیک ایران — FFLI


پیش‌گفتار

ایران متعلق به همهٔ شهروندان آن است و هیچ فرد، خاندان، نهاد دینی، نیروی نظامی، حزب، طبقه، گروه اجتماعی یا جریان ایدئولوژیک نمی‌تواند برای خود حق مالکیت یا حاکمیت انحصاری بر کشور قائل شود.

فدراسیون خانواده‌های لائیک ایران بر این اصل بنیادین تأکید دارد که منشأ مشروعیت قدرت سیاسی، ارادهٔ آزاد، آگاهانه و برابر شهروندان است.

هیچ مقام سیاسی نمی‌تواند صرفاً بر پایهٔ نسب خانوادگی، موقعیت دینی، جایگاه نظامی، پیشینهٔ تاریخی، قدرت اقتصادی یا ادعای برخورداری از حقیقتی برتر، برای خود حقی فراتر از حقوق سایر شهروندان مطالبه کند.

هر قدرت عمومی باید:

  • منشأ قانونی و دموکراتیک داشته باشد؛
  • از حدود و اختیارات مشخص برخوردار باشد؛
  • در معرض نظارت عمومی و نهادی قرار گیرد؛
  • در برابر قانون پاسخ‌گو باشد؛
  • و امکان تغییر مسالمت‌آمیز آن از طریق سازوکارهای دموکراتیک وجود داشته باشد.

از دیدگاه فدراسیون، قدرت سیاسی یک حق شخصی یا میراث خانوادگی نیست؛ مسئولیتی عمومی و موقت است که از سوی شهروندان به صاحبان مناصب عمومی واگذار می‌شود.

بر همین مبنا، فدراسیون حکومت دینی و انتقال موروثی مقام سیاسی را با اصل برابری شهروندان و حاکمیت مردم ناسازگار می‌داند.


۱. اصل حاکمیت شهروندان

حاکمیت سیاسی متعلق به شهروندان است.

هیچ انسانی با حق فرمانروایی بر دیگران متولد نمی‌شود و هیچ شخص یا نهادی نمی‌تواند بدون رضایت آزاد مردم، خود را صاحب حق دائمی برای اعمال قدرت سیاسی بداند.

تمامی نهادهای عمومی باید مشروعیت خود را مستقیم یا غیرمستقیم از ارادهٔ شهروندان به دست آورند.

مقام سیاسی باید:

  • محدود به قانون باشد؛
  • مدت تصدی مشخص داشته باشد؛
  • قابل نظارت و بازخواست باشد؛
  • و در چهارچوب قانون قابل تغییر یا برکناری باشد.

در یک نظام دموکراتیک، شهروندان تابع ارادهٔ شخصی حاکمان نیستند؛ صاحبان قدرت در خدمت شهروندان و مقید به قانون‌اند.

حکومت مالک کشور نیست؛ اداره‌کنندهٔ موقت امور عمومی به نمایندگی از شهروندان است.

۲. آزادی وجدان و ممنوعیت امتیاز سیاسی بر پایهٔ دین

فدراسیون آزادی وجدان را از حقوق بنیادین انسان می‌داند.

هر شهروند باید حق داشته باشد:

  • دین داشته باشد؛
  • دین خود را تغییر دهد؛
  • هیچ دینی نداشته باشد؛
  • باورهای دینی یا غیردینی خود را بیان کند؛
  • در مراسم دینی شرکت کند یا از شرکت در آنها خودداری کند؛
  • و باورها، نهادها و آموزه‌های دینی را در چهارچوب آزادی بیان نقد کند.

هیچ شهروندی نباید به علت اعتقاد یا عدم اعتقاد دینی از حقوق مدنی، سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی بیشتری یا کمتری برخوردار باشد.

آزادی دین، حقی متعلق به انسان است؛ اما هیچ دین یا نهاد دینی از آزادی دین، حق ویژه‌ای برای حکومت‌کردن بر دیگران به دست نمی‌آورد.

هیچ مقام روحانی، نهاد مذهبی یا مرجع دینی نباید صرفاً به سبب موقعیت دینی خود از اختیار ویژه‌ای در قانون‌گذاری، قضاوت، ادارهٔ کشور یا تعیین حقوق دیگر شهروندان برخوردار باشد.

۳. موضع فدراسیون دربارهٔ جمهوری اسلامی

فدراسیون، ساختار جمهوری اسلامی را با اصل حاکمیت برابر شهروندان ناسازگار می‌داند.

قرار گرفتن ولایت فقیه و نهادهای وابسته به آن در جایگاهی که تمام اختیارات آنها مستقیماً از رأی آزاد و برابر شهروندان ناشی نمی‌شود، با مبنای دموکراتیک مشروعیت سیاسی در تعارض است.

مسئله، صرفاً عملکرد یک دولت، یک مقام یا یک دورهٔ سیاسی نیست؛ بلکه ساختاری است که بخشی از قدرت عمومی را به منبعی خارج از حاکمیت مستقیم و برابر شهروندان متصل می‌کند.

تجربهٔ جمهوری اسلامی همچنین با محدودیت گستردهٔ آزادی‌های سیاسی و مدنی، محدودیت آزادی بیان و تشکل، تبعیض، سرکوب مخالفان، محدودیت حقوق زنان و مداخلهٔ نهادهای دینی و امنیتی در حوزه‌های مختلف زندگی عمومی همراه بوده است.

از دیدگاه فدراسیون، هیچ ادعای دینی، اخلاقی یا ایدئولوژیک نمی‌تواند جای رضایت آزاد شهروندان را بگیرد.

هیچ حکومتی نمی‌تواند خود را نمایندهٔ حقیقتی فراتر از ارادهٔ مردم بداند و در عین حال از اصل حاکمیت برابر شهروندان سخن بگوید.

۴. لائیسیته و بی‌طرفی حکومت

لائیسیته از دیدگاه فدراسیون به معنای دشمنی با دین یا حذف دین از جامعه نیست.

لائیسیته به معنای بی‌طرفی حقوقی و نهادی حکومت در برابر ادیان، باورها و ناباوری‌های شهروندان است.

در یک نظام لائیک:

  • همهٔ ادیان در چهارچوب قانون آزادند؛
  • شهروندان غیردینی نیز از آزادی کامل وجدان برخوردارند؛
  • هیچ دین رسمی نباید منشأ امتیاز سیاسی باشد؛
  • هیچ نهاد دینی نباید در ساختار حکومت از جایگاهی برتر از دیگر نهادهای مدنی برخوردار باشد؛
  • و قوانین عمومی نباید شهروندان را ملزم به پذیرش یک اعتقاد دینی خاص کنند.

مسجد، کلیسا، کنیسه، آتشکده و دیگر مراکز دینی باید بتوانند آزادانه و در چهارچوب قانون فعالیت کنند، همان‌گونه که شهروند بی‌دین نیز باید بدون تبعیض و فشار زندگی کند.

لائیسیته تضمین می‌کند که حکومت نه ابزار دین شود و نه دشمن دین؛ بلکه حافظ آزادی برابر همهٔ شهروندان باشد.

۵. مخالفت با انتقال موروثی مقام سیاسی

فدراسیون با هرگونه انتقال موروثی مقام حاکمیتی مخالف است.

هیچ شهروندی نباید صرفاً به علت تولد در یک خانواده، از حقی سیاسی برخوردار شود که دیگر شهروندان امکان برابر دستیابی به آن را ندارند.

اصل برابری شهروندی اقتضا می‌کند که موقعیت‌های عمومی بر پایهٔ قانون، انتخاب، شایستگی یا سازوکارهای دموکراتیک تعیین شوند، نه بر پایهٔ نسب خانوادگی.

از این رو، موضع فدراسیون تنها محدود به سلطنت مطلقه نیست؛ بلکه با اصل وراثت مقام سیاسی، حتی در شکل سلطنت مشروطه یا تشریفاتی، نیز موافق نیست.

پرسش حقوقی بنیادین روشن است: چرا یک مقام عمومی باید صرفاً بر اساس تولد به یک فرد منتقل شود، در حالی که دیگر شهروندان از امکان برابر تصدی آن محروم‌اند؟

از دیدگاه ما، هیچ مقام حاکمیتی نباید به ارث برسد.

۶. مخالفت با سلطنت موروثی، نفی حقوق سلطنت‌طلبان نیست

فدراسیون میان مخالفت با یک نظام سیاسی و حقوق شهروندانی که از آن نظام حمایت می‌کنند تفاوت قائل است.

سلطنت‌طلبان، همانند جمهوری‌خواهان، دینداران، بی‌دینان، لیبرال‌ها، سوسیالیست‌ها، محافظه‌کاران، نیروهای چپ، راست و دیگر گرایش‌های سیاسی مسالمت‌آمیز، باید از حقوق برابر شهروندی برخوردار باشند.

در یک نظام دموکراتیک، آنان حق دارند:

  • آزادانه دیدگاه خود را بیان کنند؛
  • رسانه منتشر کنند؛
  • انجمن و حزب تشکیل دهند؛
  • تجمع مسالمت‌آمیز برگزار کنند؛
  • در انتخابات شرکت کنند؛
  • و برای جلب حمایت عمومی از برنامهٔ سیاسی خود تلاش کنند.

مخالفت سیاسی نمی‌تواند مبنای محروم‌کردن افراد از حقوق شهروندی باشد.

آزادی سیاسی هنگامی معنا دارد که حقوق مخالفان نیز به همان اندازهٔ حقوق موافقان محترم شمرده شود.

۷. برابری کامل در برابر قانون

فدراسیون اصل برابری کامل شهروندان در برابر قانون را غیرقابل تفکیک از دموکراسی می‌داند.

هیچ روحانی نباید به دلیل مقام دینی خود از حق سیاسی بیشتری برخوردار باشد.

هیچ فردی نباید به سبب انتساب خانوادگی یا تاریخی، دارای مقام حاکمیتی از پیش تضمین‌شده باشد.

هیچ فرمانده نظامی نباید به علت برخورداری از قدرت مسلحانه، حق مداخلهٔ مستقل در سیاست داشته باشد.

هیچ صاحب ثروت، حزب، نهاد امنیتی یا گروه اجتماعی نباید از مصونیتی فراتر از قانون برخوردار شود.

در برابر قانون، همه باید یک عنوان مشترک داشته باشند: شهروند.

نه «امت» به جای شهروند، نه «رعیت» به جای شهروند، و نه پیروان یک رهبر به جای جامعهٔ سیاسی آزاد.

۸. جمهوری دموکراتیک و لائیک

فدراسیون از جمهوری دموکراتیک و لائیک دفاع می‌کند.

با این حال، صرف استفاده از عنوان «جمهوری» برای دموکراتیک‌بودن یک نظام کافی نیست. یک جمهوری می‌تواند انتخاباتی نباشد، حقوق مخالفان را محدود کند یا قدرت را در دست گروهی کوچک متمرکز سازد.

بنابراین جمهوری مورد نظر ما باید دارای ویژگی‌های مشخص حقوقی و نهادی باشد:

  • حاکمیت شهروندان؛
  • انتخابات آزاد، سالم، دوره‌ای و رقابتی؛
  • گردش مسالمت‌آمیز قدرت؛
  • محدودیت زمانی مناصب اجرایی؛
  • تفکیک و توازن قوا؛
  • استقلال دستگاه قضایی؛
  • آزادی بیان و مطبوعات؛
  • آزادی احزاب و تشکل‌ها؛
  • حمایت از حقوق اقلیت‌ها؛
  • و ممنوعیت هرگونه مقام دائمی، موروثی یا خارج از پاسخ‌گویی قانونی.

جمهوری برای ما صرفاً نام یک نظام نیست؛ اصل عدم مالکیت دائمی بر قدرت است.

۹. حکومت قانون

حکومت قانون تنها به معنای وجود قوانین متعدد نیست.

قانون زمانی دارای اعتبار دموکراتیک است که پیش از هر چیز، خود صاحبان قدرت را محدود کند.

رئیس دولت، وزیر، نمایندهٔ مجلس، قاضی، فرمانده نظامی، مأمور امنیتی و هر مقام عمومی باید در برابر قانون پاسخ‌گو باشد.

  • هیچ مقام یا نهادی نباید از مصونیت دائمی برخوردار باشد.
  • هیچ نهاد امنیتی نباید خارج از نظارت قانونی فعالیت کند.
  • هیچ دادگاهی نباید به ابزار حذف مخالفان سیاسی تبدیل شود.
  • هیچ دولت یا اکثریت پارلمانی نباید بتواند حقوق بنیادین شهروندان را صرفاً برای حفظ قدرت خود بی‌اثر سازد.

قانونی که فقط بر شهروندان اعمال شود اما قدرت را محدود نکند، حکومت قانون ایجاد نمی‌کند.

۱۰. دموکراسی فراتر از صندوق رأی

انتخابات شرط لازم دموکراسی است، اما به‌تنهایی کافی نیست.

انتخابات باید در محیطی برگزار شود که در آن:

  • نامزدها و جریان‌های سیاسی امکان واقعی رقابت داشته باشند؛
  • رسانه‌ها آزاد باشند؛
  • منابع عمومی در انحصار جریان حاکم قرار نگیرد؛
  • شهروندان بدون تهدید و اجبار رأی دهند؛
  • شمارش آرا مستقل و قابل نظارت باشد؛
  • و نتیجهٔ انتخابات بتواند به انتقال واقعی قدرت منجر شود.

دموکراسی همچنین مستلزم آزادی بیان، آزادی رسانه، آزادی تشکل، آزادی تجمع و اعتراض مسالمت‌آمیز و استقلال دستگاه قضایی است.

حکومت اکثریت باید در چهارچوب حقوق بنیادین همهٔ شهروندان اعمال شود. اکثریت حق ادارهٔ حکومت را دارد، اما مالک حقوق اقلیت نیست.

۱۱. تفکیک قوا و مهار تمرکز قدرت

فدراسیون تمرکز بی‌مهار قدرت را خطری برای آزادی و حقوق شهروندان می‌داند.

هیچ فرد یا نهادی نباید بتواند به‌طور هم‌زمان قانون‌گذاری، اجرا، نظارت و قضاوت را در اختیار خود گیرد.

  • پارلمان باید از اختیار واقعی برای نظارت بر دولت برخوردار باشد.
  • دستگاه قضایی باید از قوهٔ مجریه، احزاب سیاسی، نهادهای نظامی و مراکز اقتصادی مستقل باشد.
  • نهادهای نظارتی باید توان بررسی فساد، سوءاستفاده از قدرت و تخلف مقامات را داشته باشند.
  • رسانه‌های آزاد و جامعهٔ مدنی نیز باید بتوانند عملکرد صاحبان قدرت را بدون ترس از تعقیب سیاسی بررسی و نقد کنند.

آزادی تنها با اعتماد به حسن نیت صاحبان قدرت تضمین نمی‌شود؛ آزادی به نهادهایی نیاز دارد که قدرت را محدود و پاسخ‌گو کنند.

۱۲. نیروهای مسلح و اصل حاکمیت مدنی

نیروهای مسلح و امنیتی باید حرفه‌ای، ملی، غیرحزبی و تابع قانون باشند.

هیچ نیروی نظامی یا امنیتی نباید:

  • حزب سیاسی تشکیل دهد؛
  • برای خود جایگاه مستقل سیاسی مطالبه کند؛
  • به دولت درون دولت تبدیل شود؛
  • یا از قدرت مسلحانه برای تعیین جهت سیاست کشور استفاده کند.

نیروهای مسلح باید تحت نظارت نهادهای مدنی و قانونی قرار داشته باشند. وفاداری آنان باید به قانون اساسی دموکراتیک و نظم حقوقی کشور باشد، نه به فرد، خاندان، مذهب یا جناح سیاسی.

نیروی نظامی مسئول دفاع از کشور است؛ تعیین مسیر سیاسی کشور حق شهروندان است.

۱۳. آزادی اندیشه و حق مخالفت

هیچ عقیده‌ای نباید صرفاً به دلیل مخالفت حکومت یا اکثریت جامعه با آن ممنوع شود.

شهروندان باید بتوانند دیدگاه‌های جمهوری‌خواهانه، سلطنت‌طلبانه، دینی، غیردینی، لائیک، سکولار، سوسیالیستی، لیبرال، محافظه‌کارانه و سایر دیدگاه‌های سیاسی را آزادانه بیان کنند.

مرز اعمال آزادی سیاسی باید در قانون دموکراتیک و با رعایت حقوق بنیادین انسان تعیین شود. خشونت، تهدید، اجبار، تعرض به حقوق دیگران و اعمالی که مطابق قانون جرم شناخته می‌شوند می‌توانند موضوع محدودیت قانونی قرار گیرند؛ صرف اختلاف عقیده نمی‌تواند جرم باشد.

قوانین محدودکنندهٔ آزادی بیان نیز باید روشن، ضروری، متناسب و قابل نظارت قضایی باشند تا به ابزار حذف مخالفان تبدیل نشوند.

جامعهٔ آزاد، جامعه‌ای نیست که همه در آن یکسان فکر کنند؛ جامعه‌ای است که اختلاف عقیده در آن به محرومیت از حقوق شهروندی منجر نشود.

۱۴. عدالت انتقالی و ممنوعیت انتقام جمعی

گذار از یک نظام اقتدارگرا نباید به انتقام جمعی یا مجازات سیاسی گروه‌ها منجر شود.

هیچ فردی نباید صرفاً به دلیل:

  • وابستگی خانوادگی؛
  • عقیدهٔ سیاسی؛
  • دین یا مذهب؛
  • عضویت گذشته در یک نهاد؛
  • یا انتساب اجتماعی،

مجرم شناخته شود.

مسئولیت کیفری باید فردی و مبتنی بر ادله باشد. افرادی که به ارتکاب جرم، شکنجه، قتل، فساد، نقض جدی حقوق انسان‌ها یا دیگر جرایم متهم می‌شوند، باید در دادگاه‌های مستقل و صالح و با رعایت کامل: اصل برائت، حق برخورداری از وکیل، حق دفاع، حق اطلاع از اتهام، دادرسی علنی و منصفانه، و حق اعتراض به رأی، رسیدگی شوند.

عدالت با انتقام تفاوت دارد. جامعه‌ای که می‌خواهد از استبداد عبور کند، نمی‌تواند همان روش‌هایی را به کار گیرد که خود علیه آنها مبارزه کرده است.

۱۵. قانون اساسی متعلق به شهروندان است

هیچ حزب، سازمان، فرد، خاندان، نیروی نظامی یا گروه سیاسی حق ندارد به تنهایی ساختار نهایی نظام آیندهٔ ایران را تعیین کند.

این اصل شامل خود فدراسیون خانواده‌های لائیک ایران نیز می‌شود.

ما آشکارا از جمهوری دموکراتیک و لائیک دفاع می‌کنیم؛ اما دفاع از یک الگوی سیاسی با حق تحمیل آن بر جامعه متفاوت است.

قانون اساسی آینده باید از طریق فرایندی آزاد، شفاف، فراگیر و دموکراتیک تدوین شود. در این فرایند باید امکان مشارکت آزاد جریان‌های سیاسی مسالمت‌آمیز، حق بحث عمومی، دسترسی برابر به اطلاعات و امکان تصمیم‌گیری آزادانهٔ شهروندان تضمین شود.

متن نهایی قانون اساسی باید مشروعیت خود را از رأی آزاد مردم به دست آورد. قانون اساسی باید قرارداد شهروندان با یکدیگر و چارچوب محدودکنندهٔ قدرت عمومی باشد، نه فرمان یک گروه بر جامعه.

۱۶. رد قیمومت سیاسی

فدراسیون اصل قیمومت سیاسی بر شهروندان را رد می‌کند.

مردم ایران نیازمند ولی، شاه، رهبر مادام‌العمر، فرمانده سیاسی یا ناجی نیستند.

هیچ فردی نمی‌تواند با این ادعا که مصالح مردم را بهتر از خود آنان تشخیص می‌دهد، برای خود حق حکومت بدون رضایت آزاد آنان ایجاد کند.

شهروند بالغ سیاسی، صاحب عقل، انتخاب و مسئولیت است.

وظیفهٔ حکومت تعیین عقیدهٔ مردم نیست؛ ایجاد چهارچوبی قانونی است که شهروندان بتوانند در آن آزادانه زندگی، انتخاب و مشارکت کنند.

مردم نه رعیت‌اند و نه جامعه‌ای تحت ولایت سیاسی؛ آنان شهروندانی صاحب حق و حاکم بر سرنوشت خویش‌اند.

۱۷. تعهد مدنی فدراسیون

فدراسیون خانواده‌های لائیک ایران خود را متعهد به دفاع از نظمی سیاسی می‌داند که در آن:

  • مشروعیت قدرت از رأی آزاد شهروندان سرچشمه بگیرد؛
  • همهٔ شهروندان در برابر قانون برابر باشند؛
  • آزادی وجدان و آزادی دین و بی‌دینی تضمین شود؛
  • حکومت نسبت به باورهای دینی و غیردینی بی‌طرف باشد؛
  • هیچ مقام دینی از اختیار حکومتی ویژه برخوردار نباشد؛
  • هیچ منصب سیاسی موروثی نباشد؛
  • انتخابات آزاد، رقابتی و دوره‌ای برگزار شود؛
  • انتقال قدرت مسالمت‌آمیز باشد؛
  • قوهٔ قضائیه مستقل باشد؛
  • رسانه‌ها و جامعهٔ مدنی آزاد باشند؛
  • حقوق مخالفان سیاسی تضمین شود؛
  • نیروهای مسلح تابع قانون و حکومت مدنی باشند؛
  • فساد و سوءاستفاده از قدرت قابل پیگرد باشد؛
  • هیچ مقام یا نهادی فراتر از پاسخ‌گویی قانونی قرار نگیرد؛
  • و حقوق بنیادین افراد وابسته به رأی اکثریت روز نباشد.

فدراسیون خواهان ایرانی است که در آن هیچ نسل دیگری ناگزیر نباشد ساختارهای استبدادی نسل‌های پیشین را به ارث ببرد.

سخن پایانی

فدراسیون خانواده‌های لائیک ایران نمی‌خواهد یک انحصار سیاسی را با انحصاری دیگر جایگزین کند.

مخالفت ما با حکومت دینی، مخالفت با دینداران نیست. مخالفت ما با سلطنت موروثی، نفی حقوق شهروندی سلطنت‌طلبان نیست. مخالفت ما با مداخلهٔ نظامیان در سیاست، نفی جایگاه قانونی و حرفه‌ای نیروهای مسلح نیست.

آنچه ما رد می‌کنیم، هرگونه امتیاز در دسترسی به قدرت سیاسی است که منشأ آن چیزی جز ارادهٔ برابر شهروندان باشد.

نه دین می‌تواند برای گروهی حق ویژهٔ حکومت ایجاد کند؛
نه نسب خانوادگی؛
نه قدرت نظامی؛
نه ثروت؛
نه عنوان سیاسی؛
و نه ادعای برخورداری از حقیقتی برتر.

ما ایرانی می‌خواهیم که در آن قدرت امانت عمومی باشد، نه دارایی شخصی؛ قانون ابزار محدودکردن حکومت باشد، نه وسیلهٔ سرکوب شهروند؛ و اختلاف عقیده بخشی طبیعی از زندگی سیاسی باشد، نه زمینه‌ای برای حذف انسان‌ها.

ایران آزاد، از دیدگاه ما، ایرانی است که در آن شهروندان خود دربارهٔ آیندهٔ خویش تصمیم می‌گیرند.

هیچ فردی صاحب مردم نیست. هیچ مقام عمومی فراتر از قانون نیست. هیچ نسلی حق ندارد آیندهٔ نسل‌های بعد را به ارث سیاسی خود تبدیل کند.

حاکمیت متعلق به شهروندان است؛
قدرت باید مقید به قانون باشد؛
و هیچ قدرتی بالاتر از ارادهٔ آزاد و برابر مردم نیست.


فدراسیون خانواده‌های لائیک ایران
Family Federation of Laic Iran · FFLI

آزادی وجدان • برابری شهروندی • حکومت قانون • لائیسیته • دموکراسی